فرهنگ و هنر

بررسی مستند 76Days | وقایع‌ نگاری اپیدمیک

توجه : مجله اینترنتی جی تابع قوانین ایران می باشد . تمامی مطالب درج شده در مجله اینترنتی جی ، اتوماتیک انجام میشود و کاربر انسانی در آن نقش ندارد ، در صورت وجود هر گونه محتوا نا مناسب ، یا دارای نقض از فرم انتهای مطلب ( فرم گزارش ) ما را در جریان بگذارید   

در دسامبر سال ۲۰۱۹ میلادی، خبری کوتاه و شوکه‌کننده، ساکنان کره‌ی خاکی را در بهت فرو برد: “عفونت تنفسی حاد ان‌کاو19(کووید۱۹) برای اولین بار شناسایی شد”.
منشا خبر شهر ووهان واقع در استان ِ هوبئی جمهوری خلق چین بود. شاید به همین خاطر واکنش ِ انسان مدرن و سرخوش در مواجهه با ابهت ِ ویرانگر خبر، رفته‌رفته‌ به یک سویفکنی ناشیانه گرایید:

“Oh baby! Come on!! Are you kidding me?! It absolutely doesn’t matter!!”

“Это не имеет значения”

“ما هذا؟ لا یهم…!”

“Coronavirus ist nicht gefährlich”

“Déjalo ir! ¡no importa!”

“זו אסון שמימי! אלוהים איתנו !”

“확실히 히로시마 폭탄보다 나쁘지 않습니다”

“Tant qu’il y a de l’amour, nous sommes en sécurité”

“wees gelukkig! Ons het ook Ebola en SARS gehad! Maar ons lewe!”

“अच्छा, तो कल से हमें दिन में दस बार मठ जाना होगा”

“توی چین ویروس جدید کشف شده؟ خب به باند چپ ِ اتوبان تهران شمال!!! به ما چه که اومده!! اصن خوش اومده!!”

البته که قائم به ذات ِ منفعل انسانی، اعمال یک‌چنین ساز و کار‌های پدافندی‌ای، گزاره‌ای متقن است و توجیه‌پذیر؛ به‌هرحال هر چه نباشد، “انسان” در هزارتوی بحران‌های نوظهور (جنگ، شیوع بیماری، بلایای طبیعی و…) اُبژه‌ای‌ست معناباخته و درعین حال شدیداً متمایل به “نامیرایی”. از این‌رو با کاربست ساز و کارهای دفاعی‌ای هم‌چون “سوی‌َفکنی”، می‌کوشد تا ضعف و ناکارآمدی خویش را در پشت پرده‌‌ای از بی‌نقص‌پنداری پنهان نموده و از ابژگی ایگو (خود) بکاهد.

باری، این ساز و کار رفتاری ِ پدافندی به هیچ کار انسان ِ قصه‌ی ما نیامد که نیامد: ویروس کووید_19 در مدتی کمتر از سه ماه، ۱۹۵ کشور جهان -از لائوس کمونیستی گرفته تا همین ایران اسلامی(!) خودمان، را با میلیون‌ها مبتلا و ده‌ها هزار کشته، درنوردید؛ ریه‌ها را شوهر داد و اقتصاد ملل را عروس کرد؛ خیابان‌‌های شهرها را از جنبش آدمیان تهی ساخت و تخت‌های بستری بیمارستان‌ها را از بیماران بد حال پر. تا جایی که در مارس 2020 سازمان بهداشت‌جهانی(WHO) اصطلاحی نونوار را به دایره‌ی لغت انسان مدرن اضافه نمود: “مردم جهان آگاه شوید و متحد؛ شیوع بیماری کرونا اکنون به مرحله‌ی وخیم “اپیدمیک(همه‌گیری)” رسیده! پس ماسک‌ها‌ را به صورت‌‌ها بکشید و دست‌ها را دست‌کش؛ پنجره‌هارا باز بگذارید و تهویه‌ها را روشن؛ ضمناً برای حفظ جان‌‌هایتان از هم‌نوعان “انسان” خود دست‌کم ۲متر فاصله گرفته و ترجیحاً در خانه بمانید.”
در این میان، فیلم مستند 76Days تصویر دوربین وقایع‌نگارش را به قلب خط مقدم مبارزه با بیماری کرونا در بخش‌ عفونی بیمارستان‌های شهر ووهان می‌‌برد و در همان هفته‌های ابتدایی شیوع بیماری، به ثبت و تشریح مصائب برآمده از همه‌گیری ِ کرونا می‌پردازد.
مستند با یک صحنه‌‌ی تراژدی‌وار از مفهوم‌ عینی مرگ آغاز می‌شود؛ عده‌ای در لباس‌های فضایی، دستان ِ دختر گریانی که پدرش را به‌تازگی از دست‌داده گرفته‌اند و او را به‌سمت خودروی آمبولانس مشایعت می‌کنند.

در این صحنه، خرده‌پیرنگ از ارائه‌ی علت مرگ پدر سوژه(دختر گریان) خودداری کرده و به موضوعیت بخشیدن معلول ِ “مرگ” بسنده می‌کند. باری، شمایل صحنه، میزانسن و حضور پررنگ‌ لباس‌های فضایی در فول و مدیوم قاب تصویر، رهیافتی از علت ِ غیر طبیعی مرگ پدر سوژه را به ساحت عقلانی مخاطب عرضه می‌کند‌. در واقع، صحنه‌ی آغازین با امتناع پرداخت علت موهومی “مرگ” سنگ‌بنای موقعیت‌محور فیلم را پیکر تراشی می‌کند و نیز پنجره‌ی ادراک مخاطب را رو به کنش فعالانه‌ی ایشان می‌گشاید، تا بلکه او در مقام ناظر بر وقایع متقن فیلم، بتواند از درگاه منطق سببی، وقایع مختلفی چون مرگ را به‌یکدیگر مرتبط کند. از این رو مخاطب ‌در مواجهه‌ی با حادثه‌ی موهومی مرگ پدر ِ سوژه، می‌کوشد با طرح شماری فرض و حدسیات و کاوش در انگیزه‌های سببی، علت را دریابد.
اما گره فرضیات مخاطب در صحنه‌ی قلاب و با هلی‌شاتی از یک آزادراه خالی، در پس‌زمینه‌‌ی عبور آژیرکشان یک آمبولانس تا حدودی باز می‌شود؛ خیابان خالی از عبور و مرور، نشان از حادثه‌ی غیرمترقبه‌ای‌‌ست که مردم را به خانه‌ها کشانده(معلول)؛ از طرفی حرکت آژیرکشان آمبولانس ذهن‌ مخاطب را به سمت نقطه‌ای که شواهد ریز و درشت این حادثه را در خود جای داده می‌‌کشاند(علت).
در ادامه، علت خلوتی خیابان‌ -و به‌‌تبع آن علت موهومی مرگ شخصیت پدر در صحنه‌ی آغازین، در صحنه‌ی بیمارستان و با نما‌های پشت هم از شمار قابل توجه بیماران بستری، هرج و مرج همراهان بیماران، عبور و مرور پرستاران عیان می‌گردد؛ یک بیماری عفونی با علائم تنگی نفس، تب، سرفه، کوفتگی و… .
صحنه و پلان‌های آتی فیلم، اشراق درونی شخصیت‌ها(بیماران و پرستاران) را با تمهیداتی وقایع‌نگارانه پرداخت می‌کند. بدین منظور رویدادهای فیلم خارج از “صحنه‌های‌‌ مهیا‌شده”
برداشت شده‌اند؛ به دیگر سخن: تمامی رویدادهای فیلم، بیرون از محدوده‌ی عمل فیلم‌برداری، وجودی خارجی دارند. در همین راستا، رویدادها در موقعیت حقیقی ِ “بیمارستان” توزیع می‌شوند و بعضاً نماهای پوششی ِ خارجی میان ضرب‌آهنگ کنش‌های موقعیت اصلی(بیمارستان) فاصله‌ای واکنشی می‌اندازند.

با این همه، مستندساز در عین حفظ شمایل حقیقی رویدادهای بیمارستانی، دوربین وقایع‌نگار خویش را تنها روبه سوژه تنظیم و روشن نکرده؛ در واقع مولف ساز و کاری صرف نظاره‌گری و ثبت عینی رویدادها را در کمیت سینمای غیر داستان‌گوی خویش اتخاذ نکرده است. بسا که مولف به لحاظ تکنیکی، اعمال جسورانه‌ای چون تنظیم زاویه‌ی دوربین، اتصال و انتقالات مونتاژی و اتخاد حرکات دوربین با پشتوانه‌ی عناصر زیبایی‌شناختی را به کار بسته است. فیلم در ساحت فرم، بازنمایی “عینیت” را در گروی پرداخت رویدادها با چشم‌اندازی ویژه صورت‌بندی می‌کند. البته که این تمهیدات در خط رویداد‌محور فیلم دخل و تصرف نمی‌کند و تنها کنش‌های عینی را در تصویری آراسته و شکیل جای می‌دهد.
مورد دیگر پرداخت‌های تماتیک فیلم مبنی‌بر جانبداری از طبقه‌ی کادر درمان می‌باشد؛ 76Days با وام گرفتن از آفات و مصائب بیماری کرونا اقدامات فداکارانه‌ی کادر درمان را بر قله‌ی مهار و مقابله با همه‌گیری ارج می‌نهد.
روی هم‌رفته می‌توان این‌چنین استنباط کرد: هدف کلی 76Days دستیابی به عینیت است؛ حرکت در راستای یک بازنمایی ِ شفاف و بی‌واسطه از اپیدمی یک ویروس ناشناخته.
فیلم در راستای تحقق هدف جسورانه‌ای که برگزیده، با پرداخت به‌اندازه از پیش‌آمد‌های بحران شیوع بیماری، به‌خوبی ارکان وقایع‌نگاری سینمای مستند را برآورده ساخته است.

سینما-فارس

منبع




برچسب ها
مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن