اخبار

فیلم بهرام رادان در مرز همه خطوط قرمز / ستاره ها از کاظم دانشی تا پژمان، صدف، سارا، ستاره

توجه : مجله اینترنتی جی تابع قوانین ایران می باشد . تمامی مطالب درج شده در مجله اینترنتی جی ، اتوماتیک انجام میشود و کاربر انسانی در آن نقش ندارد ، در صورت وجود هر گونه محتوا نا مناسب ، یا دارای نقض از فرم انتهای مطلب ( فرم گزارش ) ما را در جریان بگذارید   

فیلم علفزار در مرز همه خطوط قرمز سینما و عرف فرهنگی آن و خطرات سیاسی حرکت می کند.


ایران آرت: سعید فلاح فر : فیلم علفزار در مرز همه خطوط قرمز سینما و عرف فرهنگی آن و خطرات سیاسی حرکت می کند.


دست گذاشتن روی یک موضوع حساس اجتماعی که مدت ها صفحات حوادث و اجتماعی روزنامه ها را پر کرده و موضوع تحلیل های گاه متناقض بود، به قدر کافی برای یک فیلم اولی خطرناک است.


فضای اجتماعی آن روزها هم تاب این واقعه را نداشت. تا جایی که از بی نهایت تائید تا بی نهایت تنفر را می شد در روزنامه ها و گفتگوهای مردم دنبال کرد. برخی قرائت های رسمی و دولتی هم گاهی به عصبانیت ها دامن می زد. انتخابی چنین دشوار در حساس ترین خطوط ممنوعه اجتماعی و فرهنگی و ایدئولوژیک، برای یک کارگردان تازه وارد به سینما حکم مرگ و زندگی را دارد.


کاظم دانشی به عنوان کارگردان و بهرام رادان به عنوان تهیه کننده تا همین جا می توانند اولین کارت تائید فیلم علفزار را دریافت کنند.


نمی توان از علفزار گفت بی این که مجموعه تیم بازیگری و بازی گردانی را تحسین نکرد. پژمان جمشیدی (غیر از پلان کوتاهی که اتومبیلش را پارک می کند و کارتن های خالی را از داخل ماشین برمی دارد) بازی درخشان و غیرمنتظره ای از خود نشان داده است.


صدف اسپهبدی با آن جسارت در پذیرفتن گریم، یکی از دست اول ترین بازی ها برای زن معتاد خیابانی را ارائه می کند.


سارا بهرامی، ستاره پسیانی و حتی بعضی نقش های کوچک فرعی، این گروه بازیگری را کامل کرده اند. کارگردانی و تدوین فیلمی با لوکیشن های محدود و عمدتاً داخلی کار ساده ای نیست که در علفزار به باورپذیری داستان کمک می کند. تا جایی که تقریباً کمتر بیننده ای از محدودیت های فضا و مکان داستان خسته می شود.


بعد از فیلم های دستفروش و متری شش و نیم، این سومین باری است که پلان و سکانس آغازین یک فیلم سینمائی ایرانی مرا تا این حد به مرز ترس و جنون و شگفتی می برد. وحشتی که تا پایان فیلم دست از سر مخاطب برنمی دارد و خصوصاً که با اشاراتی دوباره یادآوری می شود. به نظر می رسد این صحنه تیتراژ، با این پرداخت دقیق و جزئیات بسیار و تقریباً طولانی، باید محور اصلی داستان باشد. اما انتظار تا پایان فیلم برآورده نمی شود. پرونده آن بی پاسخ می ماند و در طول فیلم، صحنه ای به این دلخراشی به حاشیه و داستانکی فرعی تبدیل می شود که تنها برای تهدید بازپرس به کار می آید. شاید این اندازه کارکرد برای روایت داستان و پرداخت شخصیت بازپرس، تناسبی با این حجم کوبندگی در شروع فیلم نداشته باشد.


علفزار نمونه موفق و حتی گیشه پسندی است برای موضوعات مبتلا به اجتماعی و واقعی در فیلمنامه های سینمائی که در این محدودیت پرتکرار ژانرها، می تواند تا سال های سال به ظرفیت مهمی در سینمای ایران تبدیل شود.


 

به نقل از ایران ارت

منبع




برچسب ها
مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن